تـــــقــوای دل

« (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ )»

تـــــقــوای دل

« (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ )»

تـــــقــوای دل

« در هر مرتبه هستید،تقوا داشته باشید.آگاه باشید که فقر نوعی بلا است و سخت تر از تنگ دستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن بیماری قلب است . آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تقوای دل است.
(نهج البلاغه؛حکمت 388)»

آخرین نظرات

۳۱ مطلب در تیر ۱۳۹۲ ثبت شده است

کشته اشک: نقش انگشتری امام حسین (ع)

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۳۷ ق.ظ

 نمی دانم تا به حال دقت کرده اید که کلمات و عبارات، بار معنایی خاصی به شنونده القا می کنند؟ انگار هر جمله، همراه با خودش، موجی مثبت یا کوله باری از موج منفی حمل می کند و به محض اصابت به طرف مقابل، تاثیرش را می گذارد. مثل وقتی می ماند که در مقابل فرمان مادرتان بگویید «باشد» یا بگویید «چشم»! هر چند هر دوشان نشانگر این است که فرمان او را گوش داده اید امّا «چشم گفتن» مثل ریختن آب بر آتش است در حالی که «باشد» این اثر را ندارد.

همه ی واژه ها همین اند؛ از همین واژه های معمولی و روزمره گرفته تا کلمات نورانی قرآن. اصلاً شاید به دلیل همین تاثیر گذاری اذکار و اوراد قرآن است که به کلمات آن «نورانی» می گوییم.

به خاطر تاثیر هر عبارت بر فرد، در روایات ما، به انداختن حرز و دعا در گردن و نقش انگشتر سفارش شده است.

 ائمه معصوم (علیهم السلام) هر کدام شعار و جمله ای را بر نگین انگشتر خود حک می کردند که علاوه بر تاثیر خاص خودش، نشان دهنده ی روح و فکر خاص آن امام بود.

منجی جهان ( قسمت پنجم،پایانی)

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۲۹ ق.ظ

 سالها طول می کشد تا زمین از لوث دشمنان خدا پاک شود، سالها طول می کشد تا فریاد «یا لثارات الحسین» جهانگیر شود.

در دادگاه الهی، دشمنان حسین (ع) را مجازات سختی می کنی...

و در صحن دادگاه ثابت می کنی حق با علی(ع) است.

فریاد کمک خواهی تو از مکه، به گوش آسمان می رسد و یاران واقعی می آیند...

آنان که جوانی را با یاد تو پیر شدند و دنیا را با اسم تو پایان دادند.

آنان که در صبحهای دلگیر انتظار، چنگ به دامن «عهد» زدند و با تو هم پیمان شدند که : «اِن حالَ بَینی و بَینهُ الموت... فَاخرِجنی من قبری...»1

و پدرانت...

و شمشیر ذوالفقار کنار تو می جنگد...

توصیه امام زمان (عج) به خواندن صحیفه سجادیه

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۱۷ ق.ظ

محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول می‌فرماید: « در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌کردم و نمی‌خواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: « نماز قضا بخوان.» اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»

عرض کردم:« یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.»

صلای رفتن

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۰۹ ق.ظ

 سر پر از اندیشه ی مهر،

گلو پر از فریاد رفتن....

آن لحظه ها...

لب، تشنه آب؛

دل تشنه ی رفتن.

دست، لرزان از زهر کینه،

بغض لرزان از هجران و دوری

سید الساجدین، قرة عین الناظرین

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۵۲ ق.ظ

به حرف های زمان گوش کن،

غریب وار می خواند از آنکه برگ برگ زندگیش پر از باران بود...

باران؛

گاهی که دلم گوش به زمانه می دهد، می بارد.

گاهی می سوزم،

گاهی می سازم،

گاهی حزن، چون سنگ سرخی بر آبهای راکد دلم موج می اندازد،

و گاهی هم نوا می شوم با یار،

خونابه می بارم...

 زمانه می گوید از:

سید الساجدین، قرة عین الناظرین... زین العابدین.

امام علی در قرآن: مردی که خودش را به خدا فروخت

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۲۳ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

احتمالاً شما هم مانند بسیاری از ایرانیان مهربان، عبارات «قربانت [بروم]»، «الهی بمیرم!»، «مخلصیم»، «فدایت بشوم» و عبارات محبت آمیز دیگری از این دست، در جملات خود به کار می برید. البته، احتمال بسیاری دارد که در زمان گفتن این عبارات چیزی مثل «برای من بسیار عزیزی» مد نظرتان باشد و لزوماً علاقه ای به مردن برای طرف مقابل تان را نداشته باشید.

از این فراتر، زمانی است که در ادعیه و زیارات مختلف، عبارت «بابی انت و امی» (پدر و مادرم به فدایت) و یا «بابی انت و امی و مالی و اهلی» (پدر و مادر و مال و خانواده ات به فدایت) را خطاب به معصومین (علیهم السلام) بخوانید بدون آنکه بدانید با به کار بردن این عبارت، به بیان اعتقادات خودتان می پردازید و این لا اقل در ادعیه و زیارات- یک تعارف ساده به حساب نمی آید.

در تاریخ، افراد بسیار کمی جان خود و خانواده شان را برای بهترین مردان عالم، به خطر انداخته اند. مثال و نمونه ی واقعی این سخن، حضرت علی، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند که در شب لیلة المبیت، در بستر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابیدند تا هجرت ایشان، با خطر کمتری همراه باشد.

امام علی (ع) در قرآن: هدایتگر امت

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۲۰ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

دنیا، پر از نشانه های گمراه کننده است. انسانهای بسیاری، بخاطر مقام، ثروت، احترام و قدرت، مردم را به سوی خویش فرا می خوانند و در نتیجه، مسیر رفتن انسان به سوی خداوند را سخت می کنند. هر چند در این میان، خداوند بندگانش را رها نساخته و به وسیله ی حجتهای خویش، از گمراهی نجات می بخشد. به خاطر هدایت و نجات مردم بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به عنوان ولی مردم برگزیدند.

در قرآن، امت رسول خدا (ص)، به عنوان «امت وسط» خوانده شده اند که خداوند به وسیله ی هدایت شدگان این دین، مردم دیگر را از مسیر تاریکی به نور رهنمون می شود. در سوره ی بقره آمده است:

و کَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیکُونَ الرَّسُولُ عَلَیکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن ینقَلِبُ عَلَى عَقِبَیهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (1)

امام علی (ع) در قرآن: نخستین مسلمان

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۱۵ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

سعی کنید فضای زیر را در نظر خودتان مجسم کنید: روزگاری را تصور کنید که در خانه ی کعبه، تا جا داشت، ردیف به ردیف بتهای بزرگ هر قبیله ای چیده شده بود. روزگاری که مردم در هنگام عبادت خدایانشان ، دور کعبه دست می زدند و سوت می کشیدند و هلهله می کردند. (1) در چنین زمانی، سه نفر: یک مرد جوان، یک پسر نوجوان و یک زن میانسال، در مقابل خانه ی کعبه، بی آنکه توجهی به دور و اطرافشان کنند، به سجده می افتادند و به رکوع می رفتند.

روزگاری که تجسم کردید، چند روز پس از بعثت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اتفاق افتاد. البته با این تفاوت که وقتی این سه نفر، به نماز می ایستادند، جاهلان آن عصر، دورشان می ایستادند و سوت می زدند تا حواسشان را پرت کنند. (2)

 

امام علی (ع) در قرآن: خلیفه ی چهارم

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۱۱ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

اگر با کار اداری آشنا باشید، می دانید که مدیر وظیفه شناس و متعهد، همیشه برای اوقاتی که غایب است یا در پایان کار خود، برای خود جانشین تعیین می کند. البته اگر اداره و دستگاه، دچار فساد و زد و بند بازی نباشد، و مدیر را به شایستگی قبول داشته باشد، می پذیرد که جانشینی که مدیر برای خودش انتخاب می کند، شایسته ترین جایگزین است. در غیر این صورت، اوضاعی پیش می آید که هر یک لا قبایی، خواهان مقام مدیریت می شود بی آنکه از مسئولیت عظیم آن آگاه باشد. بگذریم!

در جامعه ی مسلمین، درست بعد از رحلت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، همین اتفاق افتاد. با توجه به اینکه، جامعه ی مسلمانان به شدت درگیر نفاق بود و 4 عضو سالم بیشتر نداشت، به همین دلیل، کار و بار خلافت، به دست ناخلف افتاد. بی خبر از آنکه، جانشینی رسول خدا (ص) و مقام خلافت اللهی، مقامی است که جز خدا کسی نمی تواند برای آن تعیین تکلیف کند.

امام علی (ع) در قرآن: وقتی خدا مسخره می کند!

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۰۶ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

عبارت «شأن نزول» برای آیات قرآن، زمانی به کار می رود که مفسران و علما، می خواهند دریابند، که آیا، آیه ای از قرآن هست که به خاطر اتفاقی تاریخی، بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شده باشد؟ مثالهای بسیاری برای وقایع تاریخی که در پی آنها، آیه یا آیاتی نازل شد می توان آورد. مثلاً سوره ی کوثر، زمانی نازل شد، که حضرت رسول (ص)، دل شکسته از کینه ورزی و تهمت گویی کافران و منافقان، در رنج وفات دو فرزند پسر خود، غصه دار بود. که در مقابل سخنان این کافران، خداوند در سوره ی کوثر بیان کرد: «من به تو کوثر عطا کردم. پس برای شکر خدایت نماز بخوان و قربانی کن. هر کس به تو ابتر گفت، نسل خودش قطع می گردد!» (1)

در قرآن، آیات بسیاری، در شأن حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و درباره ی وقایع پیش آمده برای ایشان، نازل شده است.

در سوره ی بقره خداوند می فرماید: «و چون با کسانى که ایمان آورده‏اند برخورد کنند، مى‏ گویند ایمان آوردیم و چون با شیطانهاى خود خلوت کنند، مى ‏گویند در حقیقت ما با شماییم ما فقط [آنان را] ریشخند مى‏ کنیم.» (2)

چهار راه انتظار

شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۱۰ ق.ظ

مانده ام

بر چهار راه انتظار

چهار راه چشمهای سرخ

خنده های سرد

سینه ام صراحی غم است

شب ، شب بلاست

روز روز ماتم است

در کدام شب

در کدام روز

این شنیدنی ترین صدا شنیده می شود:

" انتظارتان به سر رسید"

 

ستاره‌ای که به مرکز پیوسته

شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۲، ۰۴:۳۳ ق.ظ


عاشقی ما، چرخیدن بر مداری است بیضی به مرکزیت تو؛ سالهای دوری- لحظه های نزدیکی...

نایی اگر مانده تا پایی به رفتن ادامه دهد، ته مانده‌ی همان دقایق دیدارهای روبرو است.

ایستاده‌ای و تمام سیاره‌ها طوافت می‌کنند. سرت شلوغ است. کهکشان است مثلا!‌

بزرگترها نزدیکترند. ما خرده سیاره‌ها افتاده‌ایم به مدارهای آخر. تا کی بشود که چشمک‌مان از آن دور دورها چشمت را بگیرد، دست‌های جاذبه‌ات را باز کنی تا من پیله‌ی مدار را بشکنم. ستاره‌ای دنباله‌دار بشوم؛ گریزان به آغوشت. مسیر روشن وصال! و بعد، مزه‌ی یکی شدن...

کهکشانی که یک سیاره خلوت‌تر شده؛ ستاره‌ای که به مرکز پیوسته.