تـــــقــوای دل

« (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ )»

تـــــقــوای دل

« (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ )»

تـــــقــوای دل

« در هر مرتبه هستید،تقوا داشته باشید.آگاه باشید که فقر نوعی بلا است و سخت تر از تنگ دستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن بیماری قلب است . آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تقوای دل است.
(نهج البلاغه؛حکمت 388)»

آخرین نظرات

۲۰ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

تشرفات: این همان حدیث دیدار است...

سه شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۵۱ ق.ظ

حسن حلّی با دست به گردن اسب زد و اسب شیهه ای کشید. زیر لب صلوات می فرستاد. تا چشم کار می کرد ظلمت شب بود و کرشمه ی ماه. آهی کشید و با خودش فکر کرد زیبایی حرم ارباب را ماه هم ندارد... دیگر چیزی نمانده بود به مزار ارباب تشنه لبش برسد. لبخندی زد و با پایش به بدن اسب فشاری آورد.

کمی که گذشت مردی از اعراب با او همسفر شد. علامه حلّی که خوشحال شده بود برای این مسیر همراهی پیدا کرده سوالاتش را از او پرسید.

چند ساعتی که گذشت دیگر شکی برایش نماند که مرد علامه ی دهر است! هر چه او می پرسید او می دانست. حتی سوالات حل نشده ی او را پاسخ می داد.

حال و هوای این روزهای حرم حضرت زینب(س)

شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۳۴ ب.ظ

حرم حضرت زینب

ملاقات جوان تورنتویی با امام رضا(ع)

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۵۰ ق.ظ

امام رضا

در یک شب سرد زمستانی سال 1372 وارد صحن انقلاب شدم، سرما تا عمق استخوان‌های انسان نفوذ می‌کرد و کمتر کسی در آن شرایط از خانه خود می‌زد بیرون، صحن هم به طرز کم سابقه‌ای خلوت بود، به دالانی که بین صحن انقلاب و صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد وارد شدم، متوجه جوانی با حدود 35 سال سن شدم که چمدان مسافرتی نسبتا بزرگی در دست داشت و از یکی ـ دو نفر چیزی پرسید، ولی انگار آن‌ها نتوانستند جوابش را بدهند. به سوی من آمد و گفت: شب‌ بخیر آقا!

به زبان انگلیسی حرف می‌زد، آنهم با لهجه‌ آمریکایی رایج در کشور کانادا، وقتی به همان زبان و با خوشرویی جوابش را دادم، نفس راحتی کشید و گل از گلش شکفت. ادامه داد:

ـ ببخشید! آقای علی ‌بن موسی‌الرضا، کجا هستند؟ می‌خواهم ایشان را ببینم.

معارف نهج البلاغه: تجارتخانه اولیاء خدا !!

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۴۸ ق.ظ

دنیا موقعیت بسیار مهمى دارد براى آنان که از آن بهره گیرند؛ هم منزلگاهى است براى تهیه زاد و توشه، هم دانشگاهى است براى دروس اخلاقى و موعظه، هم محلى براى عبادت پروردگار و هم تجارت خانه اى است که انسان با سرمایه عمر وارد آن مى شود و در برابر این سرمایه مى تواند بهترین متاع ها را که همان قرب پروردگار و رضاى او و سعادت جاویدان است فراهم سازد...  در بینش دینی ما یکی از مسائلی که همیشه دارای اهمیت بوده است ؛ بحث "دنیا" و تعامل با آن است ،اسلام نسبت به دنیا و نحوه برخورد با آن دو ریکرد دارد :

1. اینکه دنیا و ظواهر آن ارزش دل بستن ندارد و چیز خوبی نیست

2. دنیا مزرعه آخرت است و فرصتی است برای سرمایه گذاری در امر آخرت

در این مقاله سعی داریم رویکرد دوم را در بینش امام علی علیه السلام بررسی کنیم .

شعر و ادب : بالهای استعاری

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۴۴ ق.ظ

از رفتنت دهان همه باز...

انگار گفته بودند:

                 پرواز!

                 پرواز!

***

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری

لحظه‌های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین

سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری

دو بال‌ از یاقوت‌، جعفرطیار

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۴۲ ق.ظ

یکی از به یادماندنی ترین سکانس های فیلم محمد رسول الله (صل الله علیه و آله)، قسمتی است که مهاجرت مسلمانان به حبشه و منظره ی آنها با کافران قریش را، در مقابل نجاشی، پادشاه حبشه به تصویر کشیده است. وقتی کافران به نجاشی می گویند که این مسلمانان، عیسی (علی نبینا و علیه السلام) را پسر خدا نمی دانند و او را تنها یک انسان می خوانند! جواب محکم و لحن شیرین مسلمانی که پاسخ او را می دهد، در ذهن اکثر بینندگان تصویری زنده است. اما شاید خیلی از ما ندانیم که شخصیتی که اینقدر قاطع و راسخ پاسخ می داد و تا این اندازه به قرآن و تعالیم پیامبر اکرم (ص) مسلط بود، کیست.

بشارت شهادت حجر از زبان امام علی(ع)

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۴۰ ق.ظ

حجر بن عدى، فرداى ضربت خوردن مولاى متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من، به خاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان و شیرمرد پاکیزه خویى است که او را کافرى پست، گمراه، دور از رحمت خدا و گنهکارى مفسد و سنگدل کشت. لعنت خدا بر کسى باد که از شما خاندان دورى کند، زیرا شما خاندان پیامبر، راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیزید.

 

او در نوجوانى همراه برادرش “هانى بن عدى” به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) رسید و به دین اسلام گروید. پس از زمان اندکى که از اسلام آوردن او گذشت پیامبر(ص) از دنیا رفت. حجر در فتح شام، یکى از سربازان فاتح بود و هم او بود که “مرج عذرا” (عدرا البلد) را فتح کرد و در جنگ قادسیه هم شرکت داشت. در جریان فتح مدائن، او بود که به رود دجله زد و از آن عبور کرد. حجر در عین دلاورى، مرد تقوا و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را “حجر الخیر” مى نامیدند، در برابر حجر شر که از یاران معاویه بود. او نسبت به مادرش همواره نیکى مى کرد و نماز و روزه فراوان انجام مى داد. او هرگز بى وضو نمى ماند و هر وقت وضو مى گرفت، پس از آن حتماً نماز مستحبی هم مى خواند. دعاى او در پیشگاه پروردگار به هدف اجابت مى رسید و نزد همگان به “مستجاب الدعوه” بودن شهره بود.  حجر، مرد هدف و عقیده بود و به مردان حق و فضیلت، عشق مى ورزید. او هنگام مرگ “ابوذر غِفاری” در ربذه، همراه مالک اشتر بر بالین او حاضر شد.

جوانى از منظر معصومان (علیهم السلام)

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۳۹ ق.ظ

از زمانى که انسان پاى به عرصه وجود مى‌نهد، دوره‌هاى گوناگونى را پشت سر مى‌گذارد. دوران نوزادى، شیرخوارگى، خردسالى، کودکى، نوجوانى، جوانى، میانسالى و پیرى هر یک از این دوره‌ها شرایط متناسب خود را دارند و انسان باید از آمادگى همان دوره برخوردار باشد، از میان این چند دوره مى توان به بهار جوانى اشاره کرد. بهارى که در آن، سرنوشت انسان رقم خورده، شخصیت وى شکل مى گیرد و استعدادها بارور شده پایه هاى دینى و عقیدتى مستحکم مى‌گردد. جوانى بهار زندگى است، بهارى ارزشمند اما زودگذر. حال باید دید که چگونه از بهار جوانى کاملا بهره بریم و از این سرمایه عظیم پاسدارى و حراست نماییم؟ این جاست که باید با تلاشى پى‌گیر و مستمر، دنبال راه و روش صحیح و کاملا بى‌عیب و نقص بود؛ راهى که انبیا و پیشوایان معصوم (علیهم السلام) در پیش گرفتند و نتیجه روشن و مطلوب آن را براى ما بازگو نمودند.

یادداشت ویژه: بیوگرافی شیطان

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۳۷ ق.ظ

شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:

- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است .(1)

- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.(2)

- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.(3)

- اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریک مى شود.(4)

- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم .(5)

آدمی دلش پاک باشد، کافی است؟

پنجشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۱۰ ق.ظ

بر سر نظام حقیقی فراخوانی چه آمده است؟

ایادی شیطان، واسپس ارسال انبیاء و انزال کتب آسمانی، در اوّلین فرصت مناسب، در ارکان اصلی نظام ارتباط‌گیری مؤمنان، دخل و تصرّف کردند. مناسبت‌ها را به هم ریختند، آداب و مناسک و شیوه انجام عبادات را دگرگون کردند. اذکار را جابه‌جا و در تعداد آنها تصرّف کردند و بدین ترتیب، مجال ارتباط حقیقی را از مسلمانان و مؤمنان گرفتند. هیچ کس به اندازه یهود، از سرّ این عمل آگاه نبود؛ زیرا خود با تمامی آداب و مناسک و شیوه‌های ارتباط‌گیری با نیروهای ماورایی آشنایی داشت.

مسلمانان به سادگی از کنار وقایعی که موجب دخل و تصرّف در سیره و سنّت پیامبر اکرم(ص) شد و بسیاری از صورت‌های اعمال و آداب مذهبی را در هم ریخته است، می‌گذرند؛ در حالی که بخش مهمّی از آداب و سنن عبادی متوجّه ارتباط‌گیری با منبع فیض الهی و نسبت یافتن با اولیا و جنود رحمانی بوده و تغییرات اتّفاق افتاده در ارکان پنج‌گانه، مجال دست‌یابی به تمامیّت اهداف مترتّب بر دستورات عبادی را از مؤمنان اخذ و آن را بی‌اثر می‌سازد.

تشرفات: نماز جماعت پشت سر امام زمان (عج)

چهارشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۹:۴۲ ق.ظ

نزدیک نماز صبح بود. خادم حرم چشمان خواب آلودش را با پشت انگشتانش مالید و وضویی گرفت و برای گفتن اذان سوی حرم رفت. نسیم خنکی در حیاط حرم حضرت عسکری(ع)، صورت خادم را نوازش می داد.  پیرمرد با پشت خمیده یکی یکی پله های پشت بام را پشت سر گذاشت و بعد هم با دستان پینه بسته اش قفل های آهنی در را با کلید باز کرد و وارد بام شد. نگاه خادم به جمال کسانی روشن شده بود که بدون باز کردن قفل در بام در آنجا نشسته بودند. خادم از ترس، صدای تپش قلبش را می شنید. او با عرقچینی که دور گردنش انداخته بود، عرق پیشانی اش را پاک کرد و چند قدمی جلو رفت. هفت نفر از سادات کنار هم نشسته بودند و مردی مانند امام جماعت در جلو، مقابلشان نشسته بود و مشغول سخن گفتن با آنها بود.

دانشی که در سینه امام علی(علیه‌السلام) ماند!

چهارشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۵۳ ق.ظ

امام علی

یکی از ویژگی های مهم آدمی ، کسب علم و معرفت اوست. پایه و اساس زندگی بشری بر مبنای علم و معرفت بنا شده و در صورتی که انسان از علم و معرفت بهره ایی نداشته باشد ؛ اطلاق زندگی انسانی شایسته او نبوده و او صرفاً از زندگی حیوانی برخوردار است. علی(علیه السلام) فردی است که عنوان زندگی انسانی شایسته لحظه لحظه عمر او بوده و پیامبر او را به عنوان باب علم معرفی کرده است و به فرزندش فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: تو را به ازدواج کسی در می آورم که اسلامش از همه قویتر و حلمش از همه با عظمت تر و در علم از همه عالم تر است.

امام علی (علیه السلام) دارای آگاهی های غیبی بسیار بود که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد . او از مردم می خواست که پیش از آنکه رخت از میان آنان بربندد پرسش های خود را مطرح کنند؛ «پس از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید...» ( نهج البلاغه ، خطبه 93 )