تـــــقــوای دل

« (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ )»

تـــــقــوای دل

« (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ )»

تـــــقــوای دل

« در هر مرتبه هستید،تقوا داشته باشید.آگاه باشید که فقر نوعی بلا است و سخت تر از تنگ دستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن بیماری قلب است . آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تقوای دل است.
(نهج البلاغه؛حکمت 388)»

آخرین نظرات

۲۰ مطلب با موضوع «قرآن پژوهی» ثبت شده است

چگونه گناه نکنیم( قسمت دوم)

پنجشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۴۸ ب.ظ

در مقاله شماره یک، به یکی از روشهای اصلی شیطان برای گمراه ساختن انسان یعنی القای وحی شیطانی  اشاره کردیم و یادآور شدیم با وجود این که شیطان دشمنی آشکار برای انسان است و بر گمراه ساختن او، قسم یاد کرده است، اما در پازل خداوند تعریف شده و اسباب امتحان بندگان و جداساختن سره از ناسره را فراهم می آورد. در این شماره، قصد داریم، به دو روش دیگر شیطان برای گمراه ساختن انسان و دور کردن او از هدف اصلی اشاره نماییم.

 وسوسه

روش دیگر گمراه ساختن انسان توسط شیطان،  وسوسه می باشد. وسوسه، صدای بسیار ضعیفی که همراه خود شر می آورد. شیطان وسوسه کننده است و خود انسان، عامل به آن است. در اصل، شیطان با تحریک نفس انسان، به وسوسه آن میپردازد. از این روست که برخی، حمله شیطان را قبول ندارند؛ زیرا شیطان به نفس انسان پیشنهاد میدهد و برخی گمان میکنند این ایده و فکر، از سوی خود آنها بوده و تمایل ایستادگی در برابر خود را ندارند.

چگونه گناه نکنیم( قسمت اول)

چهارشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ۰۹:۳۵ ب.ظ

در سلسله نوشتارهای چگونه گناه نکنیم که برگرفته از سخنرانیهای استاد رائفیپور با همین موضوع میباشد، برآنیم ضمن بررسی راه‌های حمله شیطان به انسان و تلاش او برای گمراه ساختن بشر از صراط مستقیم، به بررسی راههای مقابله با این حمله بپردازیم. لذا از شما دوستان عزیز خواهشمندیم با ارائه نظرات خود، ما را برای رسیدن به اصلیترین هدف این مجموعه که همانان زمینه سازی ظهور حضرت بقیه الله الاعظم (عج) است را یاری نمایید. باشد که در سایه دستان پر برکت ایشان، توفیق خدمت یابیم.

 در آداب و معارف الهی، بر خلاف گفته رایج، انسان جایز الخطا نمی باشد بلکه ممکن الخطاست. یعنی اجازه انجام گناه و خطا را ندارد اما در صورت انجام آن راه توبه و بازگشت به سوی خدای متعال باز بوده و حتی به شرط شناخت عمیق از ضعف خود و ترمیم آن، به درجه ای بالاتر از مقام و مرتبه پیشین خود، دست پیدا می‌کند.

امام علی در قرآن: مردی که خودش را به خدا فروخت

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۲۳ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

احتمالاً شما هم مانند بسیاری از ایرانیان مهربان، عبارات «قربانت [بروم]»، «الهی بمیرم!»، «مخلصیم»، «فدایت بشوم» و عبارات محبت آمیز دیگری از این دست، در جملات خود به کار می برید. البته، احتمال بسیاری دارد که در زمان گفتن این عبارات چیزی مثل «برای من بسیار عزیزی» مد نظرتان باشد و لزوماً علاقه ای به مردن برای طرف مقابل تان را نداشته باشید.

از این فراتر، زمانی است که در ادعیه و زیارات مختلف، عبارت «بابی انت و امی» (پدر و مادرم به فدایت) و یا «بابی انت و امی و مالی و اهلی» (پدر و مادر و مال و خانواده ات به فدایت) را خطاب به معصومین (علیهم السلام) بخوانید بدون آنکه بدانید با به کار بردن این عبارت، به بیان اعتقادات خودتان می پردازید و این لا اقل در ادعیه و زیارات- یک تعارف ساده به حساب نمی آید.

در تاریخ، افراد بسیار کمی جان خود و خانواده شان را برای بهترین مردان عالم، به خطر انداخته اند. مثال و نمونه ی واقعی این سخن، حضرت علی، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند که در شب لیلة المبیت، در بستر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابیدند تا هجرت ایشان، با خطر کمتری همراه باشد.

امام علی (ع) در قرآن: هدایتگر امت

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۲۰ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

دنیا، پر از نشانه های گمراه کننده است. انسانهای بسیاری، بخاطر مقام، ثروت، احترام و قدرت، مردم را به سوی خویش فرا می خوانند و در نتیجه، مسیر رفتن انسان به سوی خداوند را سخت می کنند. هر چند در این میان، خداوند بندگانش را رها نساخته و به وسیله ی حجتهای خویش، از گمراهی نجات می بخشد. به خاطر هدایت و نجات مردم بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به عنوان ولی مردم برگزیدند.

در قرآن، امت رسول خدا (ص)، به عنوان «امت وسط» خوانده شده اند که خداوند به وسیله ی هدایت شدگان این دین، مردم دیگر را از مسیر تاریکی به نور رهنمون می شود. در سوره ی بقره آمده است:

و کَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیکُونَ الرَّسُولُ عَلَیکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن ینقَلِبُ عَلَى عَقِبَیهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (1)

امام علی (ع) در قرآن: نخستین مسلمان

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۱۵ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

سعی کنید فضای زیر را در نظر خودتان مجسم کنید: روزگاری را تصور کنید که در خانه ی کعبه، تا جا داشت، ردیف به ردیف بتهای بزرگ هر قبیله ای چیده شده بود. روزگاری که مردم در هنگام عبادت خدایانشان ، دور کعبه دست می زدند و سوت می کشیدند و هلهله می کردند. (1) در چنین زمانی، سه نفر: یک مرد جوان، یک پسر نوجوان و یک زن میانسال، در مقابل خانه ی کعبه، بی آنکه توجهی به دور و اطرافشان کنند، به سجده می افتادند و به رکوع می رفتند.

روزگاری که تجسم کردید، چند روز پس از بعثت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اتفاق افتاد. البته با این تفاوت که وقتی این سه نفر، به نماز می ایستادند، جاهلان آن عصر، دورشان می ایستادند و سوت می زدند تا حواسشان را پرت کنند. (2)

 

امام علی (ع) در قرآن: خلیفه ی چهارم

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۱۱ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

اگر با کار اداری آشنا باشید، می دانید که مدیر وظیفه شناس و متعهد، همیشه برای اوقاتی که غایب است یا در پایان کار خود، برای خود جانشین تعیین می کند. البته اگر اداره و دستگاه، دچار فساد و زد و بند بازی نباشد، و مدیر را به شایستگی قبول داشته باشد، می پذیرد که جانشینی که مدیر برای خودش انتخاب می کند، شایسته ترین جایگزین است. در غیر این صورت، اوضاعی پیش می آید که هر یک لا قبایی، خواهان مقام مدیریت می شود بی آنکه از مسئولیت عظیم آن آگاه باشد. بگذریم!

در جامعه ی مسلمین، درست بعد از رحلت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، همین اتفاق افتاد. با توجه به اینکه، جامعه ی مسلمانان به شدت درگیر نفاق بود و 4 عضو سالم بیشتر نداشت، به همین دلیل، کار و بار خلافت، به دست ناخلف افتاد. بی خبر از آنکه، جانشینی رسول خدا (ص) و مقام خلافت اللهی، مقامی است که جز خدا کسی نمی تواند برای آن تعیین تکلیف کند.

امام علی (ع) در قرآن: وقتی خدا مسخره می کند!

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۰۶ ق.ظ

دکتر سعید جلیلی

عبارت «شأن نزول» برای آیات قرآن، زمانی به کار می رود که مفسران و علما، می خواهند دریابند، که آیا، آیه ای از قرآن هست که به خاطر اتفاقی تاریخی، بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شده باشد؟ مثالهای بسیاری برای وقایع تاریخی که در پی آنها، آیه یا آیاتی نازل شد می توان آورد. مثلاً سوره ی کوثر، زمانی نازل شد، که حضرت رسول (ص)، دل شکسته از کینه ورزی و تهمت گویی کافران و منافقان، در رنج وفات دو فرزند پسر خود، غصه دار بود. که در مقابل سخنان این کافران، خداوند در سوره ی کوثر بیان کرد: «من به تو کوثر عطا کردم. پس برای شکر خدایت نماز بخوان و قربانی کن. هر کس به تو ابتر گفت، نسل خودش قطع می گردد!» (1)

در قرآن، آیات بسیاری، در شأن حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و درباره ی وقایع پیش آمده برای ایشان، نازل شده است.

در سوره ی بقره خداوند می فرماید: «و چون با کسانى که ایمان آورده‏اند برخورد کنند، مى‏ گویند ایمان آوردیم و چون با شیطانهاى خود خلوت کنند، مى ‏گویند در حقیقت ما با شماییم ما فقط [آنان را] ریشخند مى‏ کنیم.» (2)

عصیانگر(قسمت چهارم،پایانی)

پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۵۱ ب.ظ

آدم (ع) وقتی از درخت ممنوعه خورد، و با خدا مخالفت کرد، بعد از آن متوجه خلاف خود شد و اقرار کرد که او و همسرش اشتباه کرده اند . و به خدا عرض کردند: « ربنا ظلمنا انفسنا...» ( خدایا ما دو نفر بر خود ظلم کرده ایم اگر لطف و بزرگواری تو ما را نبخشد، قطعاً از زیان کاران خواهیم بود.)1

چرا آدم با این که گناه کرد طرد نشد؟

علت بدبختی و بد فرجامی شیطان 5 چیز است در حالی که همان ها باعث خوش بختی حضرت آدم شد.

خویش را مجرم و مجرم گو مترس                   تا نـدزدد از تـو آن استاد درس

از پدر آموز ای روشـــــن جبـــــین                   ربنا گفـت و ظلمنا پیش از این

نه بهانه کرد و نه تزویر ساخــــــت                  نه لوای مکر و حیلت برفراخت

اما شیطان به گناهان خود اعتراف نکرد و خود را مجرم و گناهکار نمی دانست، و همین باعث بیچارگی او شد.

امام علی (ع)، در قرآن: رستگاران!

پنجشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۱۱ ب.ظ

هر چند این روزها، معنی رستگاری عوض شده است، امّا هنوز هم، واژه ی «رستگاری»، موجی از انرژی مثبت و سعادت بخشی و پیروزی به انسان منتقل می کند و به عبارتی «خوشبختی» را به یاد انسان می آورد. خوشبختی هر چه می خواهد باشد؛ چه ثروت، چه احترام؛ چه قدرت و جایگاه اجتماعی بالا و چه لبخند رضایت خداوند باشد، در قله و رأس خوشبختی، نام کسی همیشه قرین رستگاری بوده است: حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام).

می گویید نه؟ هر چند در زمان امیرالمؤمنین (ع) انسانها ستمگر بسیاری به ساخت ایشان بی احترامی کرده و شأن بالایشان را در نظر نگرفتند، ولی امروزی که این مطلب را می خوانیم، می بینیم که هر داور منصف و عالم حقیقت بینی،  بر شأن والا و شخصیت استثنایی حضرت علی (ع)، صحه می گذارد.

امام علی (ع) در قرآن: صراط المستقیم

پنجشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۰۵ ب.ظ

اصلاً تابه حال شده است که یک روز میان آن 14 مرتبه ای که در نماز می خوانید: «اهدنا الصراط المستقیم» (1) درنگی کنید و از خودتان بپرسید، کدام راه، راه مستقیم است؟ یا راه ضالین و مغضوبین که از خداوند می خواهیم ما را از آن حفظ کند، چه مسیری است؟

«سلام بن مستنیر» نزد امام باقر (علیه السلام) رفت و به ایشان گفت: «فدایتان شوم. دلم نمی خواهد مزاحمتان شوم ولی اگر اجازه دهید سوالی دارم.» امام فرمودند: «هر چه می خواهی بپرس.» او پرسید: «قول خداوند در کتابش که می فرماید «هذا صراط علىّ مستقیم» (2) (این راهى است بر من که مستقیم است)  کدام راه است؟» امام (ع) فرمودند:«راه علىّ بن ابى طالب.» گفت: راه علىّ بن ابى طالب؟ فرمودند: «راه علىّ بن ابى طالب (ع)» (3)

 همچنین از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده است که به حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمودند: «تو راه روشن و تو صراط مستقیم و تو سرور مؤمنان هستى.» (4)

امام علی(ع) در قرآن: بهترین مؤمن

پنجشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۰۲ ب.ظ

هر چند در تاریخ چند صد ساله ی مسلمانان، بسیاری از انسانهای ناشایسته، لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزیدند، امّا از نظر خداوند و رسول گرامی اش (صلی الله علیه و آله)، تنها یک نفر، لایق چنین لقبی است: حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام)؛ کسی که در قرآن به عنوان برترین مؤمن از او یاد شده است.

در هنگام قرائت قرآن، حتماً با عبارت «یا ایّها الذین آمنوا...» مواجه شده اید. این عبارت که به معنای «ای مؤمنان» است، 89 مرتبه در قرآن تکرار شده است. بسیاری از مفسران، معتقدند که این عبارت، در شأن حضرت علی (ع) نازل شده است.

مجاهد، که شاگرد ابن عباس و از مفسران به نام قرن دوم هجری، بود، می گوید: «هر چه در قرآن «یا ایها الذین آمنوا» آمده، سابقه و فضیلت آن براى على است.» (1)

 

عصیانگر(قسمت سوم)

پنجشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۰۸ ب.ظ

چگونگی گفتگوی شیطان با خداوند متعال

همانطور که می دانیم خداوند پس از دستور سجده بر آدم با شیطان سخن گفت و شیطان نیز با خدا حرف زد. سوال اینجاست که چگونه شیطان با خدا سخن می گفته؟ مگر به او وحی می شده؟

پاسخ این است که، وحی مخصوص پیامبران و انبیاء است و لی خداوند می تواند با صالحان مثل حضرت مریم(س) و مادر حضرت موسی، و ناصالحان مثل شیطان  از طریق الهام درونی سخن بگوید یا حتی به وسیله ی فرشتگان این پیغام را برساند.

شیطان پس از رانده شدن از درگاه الهی به تهدید انسان نزد خدای متعال پرداخت من جمله:

1-   از بندگان تو نصیب معینی خواهم گرفت. ( او فهمید که قدرت گمراه کردن تمام بندگان خدا را ندارد و فقط افراد هوس باز که در ایمان سست هستند در برابر او تسلیم می شوند.)

2-      آنها را گمراه می کنم

3-      با آرزوهای دور و دراز و رنگارنگ آنها را سرگرم می کنم